مشکاتِ جان

زمانی برای خواندن
  • خانه 
  • به وقت دلتنگی پارت ۳۲... معانی اسما الهی..ودود... معانب اسما الهی..حکیم.. معانی اسما الهی.واسع... معانی اسما الهی.. به وقت دلتنگی پارت ۳۱... معانی اسما الهی... به بهانه ی شعر... قوی بمانیم... به وقت دلتنگی پارت ۲۹... 

حکایت جالب..

22 تیر 1405 توسط فاطمه فلاحت پور

در حکایتی عربی آمده است: 
خروسی هر روز هنگام اذان صبح، بانگ بر می‌آورد و وقت نماز را به صاحبش هشدار می‌داد. صاحب از خدا بی‌خبر که آدم بی‌نمازی بود به خروس هشدار داد که از این پس نمی‌خواهم صبح‌ها صدای اذان تو را بشنوم که اگر جز این باشد سرت را خواهم برید. خروس هم چون دید پای مرگ و زندگی وسط است، از ترس جانش بانگ اذان‌گاهی را کنار گذاشت و سکوت اختیار کرد.
مدتی بعد صاحب خروس به او گفت: از فردا می‌خواهم به جای «قوقولی‌قوقو»، از تو صدای «قُدقُد» بشنوم که اگر جز این شود بی‌شک سرت را خواهم برید! «قدقد» کردن برای خروس کار راحتی نبود ولی به هر حال پای جان شیرین در میان بود ولذا به هر زحمت و ذلتی بود قدقد می‌کرد.
بعد از مدتی دوباره صاحبش سراغش رفت و گفت می‌خواهم از فردا هر صبح برایم تخم بگذاری که اگر جز این باشد، بی‌شک سرت را می‌برم. خروس که حالا به بن‌بست رسیده بود با خودش گفت: کاش همان اول تسلیم نشده بودم، آن وقت به «عزت اذان گفتن» کشته می‌شدم نه به «خفت تخم نکردن»!
 *این؛ عاقبت مذاکره و توافق با آمریکا است*
‹‹🌱ایرانم… 

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مشکاتِ جان

جستجو

موضوعات

  • همه
  • امام رضا علیه السلام
  • امام زین‌العابدین علیه السلام
  • امام سجاد علیه السلام
  • امام صادق علیه‌السلام
  • امام علی علیه
  • بدون موضوع
  • حدیث
  • حکمت
  • خطبه
  • روایت
  • شهید
  • صحیفه
  • غزه
  • مرد میدان
  • منتظر
  • نماز
  • نهج‌البلاغه

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس