خودشناسی کلید ترک گناه است.
کسی که خود را بشناسد، سمت گناه نمی رود!
امام علی علیه السلام:
عَجِبْتُ لِمَن ینْشِدُ ضـالَّتَهُ وَ قَدْ اَضَلَّ نَفْسَهُ فَلا یطْلُبُها.
در شگفتم از کسی که در پی یافتن گمشده خویش می گردد، در حالی که «خود» را گم کرده و در پی یافتن «خویش» نیست!
ما گاهی برای پیدا کردن یک چیز کم ارزش مثلا مقدار کمی پول همه جا را جستجو میکنیم و خودمان را به سختی میاندازیم؛
لکن گوهر وجودی خود را به عنوان اشرف مخلوقات گم کردهایم ولی تلاشی برای پیدا کردن این گوهر نداریم!
انسان اشرف مخلوقات است؛ چرا؟
زیرا تنها در جایی قرآن میفرماید ” فتبارک الله احسن الخالقین ” که صحبت از خلقت انسان میکند. در اینجاست که خدا به خودش آفرین میگوید. حالا ما چقدر برای پیدا کردن خود واقعیمان تلاش میکنیم؟ پس قدم اول خودشناسی است.
انسانی که مقام و منزلت خود را درک کند، سمت آلودگی ها نمیرود. سمت چیزهای پست و زودگذر نمی رود. گوهر وجودی خودش را با گناه عوض نمیکند.
#خودشناسی
مؤمن کسی است که برای قلب خود یک درِ مستحکم بنا میکند! یعنی با گذاشتن در برای قلب خود، ورود و خروج به قلب خود را کنترل میکند. چه چیزی وارد بشود و چه چیزی خارج بشود.
أمیرُالْمُؤْمِنین علیه السلام :
عَجِبْتُ لِمَنْ یحْتَمی الطَّعامَ لِأَذِیتِهِ، کَیفَ لایحْتَمی الذَّنْبَ لِأَلیمِ عُقُوبَتِهِ.
در شگفتم از کسی که از غذای فاسد به خاطر رنج و آزار جسمش پرهیز میکند، امّا از «گناه»، که غدای فاسد روح است، به خاطر عذاب دردناکش پرهیز ندارد!
اما نکته مهم اینجاست که بیشتر انسانها هم درد، و هم دوای خود را می شناسند.
امام صّادِق علیه السلام :
إنَّکَ قَدْ جُعِلْتَ طَبیبَ نَفْسِکَ وَبُینَ لَکَ الدّاءُ وَعُرِّفْتَ آیهَ الصِّحَهِ وَ دُلِلْتَ عَلَی الدَّواءِ، فـَانـْظُرْ کَیفَ قِیامـُکَ عَلی نَفْسِکَ.
به یقین، تو را طبیب خودت قرار دادهاند، درد و مرض را بر تو بیان کردهاند، نشانه های سلامتی را هم به تو آموختهاند و داروی درد را هم به تو معرفی کردهاند، پس بنگر که چگونه به سعادت خود میپردازی (و خودت را نجات میدهی! )
انسان دو طبیب دارد، یکی طبیب بیرونی که عقل و فطرت اوست و دیگری طبیب بیرونی که پیامبران و امامان هستند. خداوند به انسان لطف کرده و هر دو طبیب را چه برای شناخت درد و چه درمان آن در اختیار او قرار داده است.
واقعیت این است که همه ما واعظ درونی داریم.
امام باقر علیه السلام:
مَنْ لَمْ یجْعَلِ اللّه ُ لَهُ مِنْ نَفـْسِهِ واعِظاً، فَإنَّ مَواعِظَ النّاسِ لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُ شَیئاً.
هر کس را که خداوند، برای او از خودش موعظه کننده ای قرار نداده باشد، به یقین، موعظه های مردم هیچ به درد او نخواهد خورد!
پس دقت کنید کسی که عقل فطری که همان موعظهگر درونی است تضعیف و سرکوب کند، راه موعظه بیرونی را هم به روی خود بسته است. به بیان دیگر، اصرار بر گناه، گوش ها را کر و چشم ها را کور میکند.
امام باقِر علیه السلام:
اِذا اَرَدْتَ اَنْ تَعْلَمَ اَنَّ فیکَ خَیراً فَانْظُرْ اِلی قَلْبِکَ، فَاِنْ کانَ یحِبُّ اَهْلَ طاعَهِ اللّه ِ وَیبْغِضُ اَهْلَ مَعْصِیتِهِ فَفیکَ خَیرٌ وَاللّه ُ یحِبُّکَ، وَاِنْ کانَ یبْغِضُ اَهْلَ طاعَهِ اللّه ِ وَیحِبُّ اَهْلَ مَعْصِیتِهِ فَلَیسَ فَیکَ خیرٌ وَاللّه ُ یبْغِضُکَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ اَحَبَّ.
هرگاه خواسـتی بدانی خیری در تو هست یا نه، به دل خودت نگاه کن. اگر دیـدی دلت، اهل طاعت خـدا را دوسـت دارد و از گنهکاران بدش می آیـد، در تـو خـیری هست و خـدا دوستت دارد. و اگر دیدی دلت اهل طاعت خدا را دوست ندارد، برعکس آن، از گنهکاران خوشش می آید، در تو خیری نیست، خدا هم از تو بدش می آید. انسان با کسی است که دوستش میدارد.
در اینجا امام باقر علیه السلام به ما یک شاخص برای ارزیابی سلامتی روحی داده اند که در جای خود مهم است، ضمن اینکه تاکید کرده اند، کسی که به فردی اظهار علاقه میکند، افکار و رفتار او را هم قبول کرده است و بالعکس، کسی که به فردی اظهار بی علاقگی می کند، طبعا افکار و رفتار او را نیز برای خود نمی پسندد؛ لذا انسان را می توان بر اساس دوستی که برمی گزیند، و همچنین کسانی را که به دوستی برنمی گزیند، شناخت.
البته تاکید کنم که واعظ درونی بدون واعظ بیرونی ناکارامد است، لذا این دو باید به هم متصل شوند. لکن تا انسان با ترک گناه قلب خود را تطهییر و مهیا نکند، وعظ انبیاء و امامان به حال آدمی سودی ندارد، یعنی در چنین قلب آلودهای اثر نمیگذارد.
انسان باید از توانایی های خود برای حرکت به سمت خدا به خوبی و پیش از آنکه دیر بشود، استفاده کند.