مشکاتِ جان

زمانی برای خواندن
  • خانه 
  • به وقت دلتنگی پارت ۳۷.. به وقت دلتنگی پارت 36 معانی اسما الهی یا واجد معانی اسما الهی ..یا مبدی معانی اسما الهی یا ممیت.. به وقت دلتنگی پارت ۳۵.. معانی اسما الهی..یا محصی... معانی اسما الهی..یا حمید به وقت دلتنگی همراه با فاطمیه.. به وقت دلتنگی پارت ۲۸ 

نورانیت با قرآن..

14 آبان 1405 توسط فاطمه فلاحت پور

✨️نورانیت منازل با قرآن🏠
❇️رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‌فرماید: خانه‌های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید و خانه‌ها را به صورت قبر و گورستان در نیاورید. کسی که اهل قرآن نیست و به آن انس ندارد، مرده است و خانه او گور اوست.
❇️امام صادق علیه السلام فرموده است: یعنی همان گونه که اهل زمین از ستارگان آسمان نور می‌گیرند و آن اجرام آسمانی برای 

مردم زمین چشمگیرند، خانه ای که در آن قرآن تلاوت می‌شود برای اهل آسمان‌ها چشمگیر و درخشان است و آن‌ها نیز از این خانه‌های نورانی کسب نور می‌کنند.

 نظر دهید »

بوی ظهور...

14 آبان 1405 توسط فاطمه فلاحت پور

🔴 قبل از ظهور، بوی آن به مشام اهل معنویت می‌رسد!
👤 آیت الله حائری شیرازی :
👈 یعقوب (ع) از کنعان با آن فاصله بسیار، به برادران و خویشانش گفت: من بوی یوسف را می‌شنوم، اگر مرا مسخره نمی‌کنید و دست نمی‌اندازید. 
🔖 قرآن اشاره می‌کند که بزرگان عالم نمی‌توانند همۀ آنچه را که احساس می‌کنند با مردم مطرح کنند. مردم ظرفیت شنیدن احساسات بزرگان را ندارند. اگر بزرگان آنچه را درک می‌کنند به مردم منتقل کنند، مردم آنها را مسخره خواهند کرد. به همین جهت می‌گوید: «إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ»
📌 امام زمان (عج) وقتی می‌خواهند پا بگذارند در رکاب، چند سال مانده به ظهورشان، آن‌هایی که عاشقش هستند از فاصلۀ دور بویش را می‌شنوند!

آدم بو می‌برد. 
شامۀ انسان اگر زکام نباشد و قدری روحانیت در او باشد، بوی ظهور را آرام آرام استشمام می‌کند.

 نظر دهید »

دعا در حق دیگران...

14 آبان 1405 توسط فاطمه فلاحت پور

🌷 امام صادق (علیه السلام) میفرمایند :
✍ اگر شخصی در پشت سر برادر مؤمنش برای او دعا کند ، از عرش ندا می شود ؛ برای تو صد هزار برابر مثل او است (صد هزار برابر برای تو است) 
☘ این در حالی است كه اگر برای خودش دعا می كرد، فقط به اندازه همان یك دعایش به او داده می شد.
🖌 پس دعای تضمین شده ای که صد هزار برابر آن داده می شود ، بهتر است از دعایی(دعای شخص دعا کننده برای خود) که معلوم نیست مستجاب بشود یا نشود.
📕 من لا یحضره الفقیه ، ج۲ ، ص۲۱۲
🖌 حال اگر کسی برای بهترین مخلوق خدا امام زمان (علیه السلام) دعا کند چه می شود.

 نظر دهید »

 معیار حجاب اسلامی در بانوان مسلمان...

14 آبان 1405 توسط فاطمه فلاحت پور


 نظر دهید »

قنبر غلام علی...

14 آبان 1405 توسط فاطمه فلاحت پور

جوان کافری عاشق دختر عمویش شد،عمویش یکی از رؤسای قبایل عرب بود.

جوان کافر رفت پیش عمو و گفت: عموجان من عاشق دخترت شده‌ام  آمدم برای خواستگاری….

عموگفت:حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است…!

جوان کافر گفت:عموجان هرچه باشد من می‌پذیرم.

عموگفت:در شهر بدی‌ها (مدینه)

دشمنی دارم که باید سر او را برایم بیاوری آنوقت دختر از آن تو…!!

جوان کافر گفت:عمو جان این دشمن تو اسمش چیست…؟!

عمو گفت :اسم زیاد دارد؛ ولی بیشتر او را به نام علی‌بن ابیطالب می شناسند…

جوان کافر فوراً اسب را زین کرد با شمشیر  و نیزه و تیر و کمان و سنان راهی شهر بدی‌ها (مدینه) شد…

به بالای تپّه‌ی شهر که رسید دید در نخلستان جوان عربی در حال باغبانی و بیل زدن است. به نزدیک جوان عرب رفت.

گفت:ای مرد عرب تو علی را می‌شناسی …؟!

جوان عرب گفت: تو را با علی چه‌کار است…؟!

جوان کافر گفت :آمده‌ام سرش را برای عمویم  که رئیس و بزرگ قبیله‌مان است ببرم چون مهر دخترش کرده است…!

جوان عرب گفت: تو حریف علی نمی‌شوی …!!

جوان کافر گفت :مگر علی را می‌شناسی …؟!

جوان عرب گفت :بله من هر روز با او هستم و هر روز او را می‌بینم..!

جوان  کافر گفت : مگر علی چه هیبتی دارد که من نتوانم سر او رااز تن جدا کنم…؟!

جوان عرب گفت:قدی دارد به اندازه‌ی قد من هیکلی هم‌هیکل من…!

جوان کافر گفت:خب اگر مثل تو باشد که مشکلی نیست…!!

مرد عرب گفت:اول باید بتوانی من را شکست بدهی تا علی را به تو نشان بدهم…!!

خب حالا چی برای شکست علی داری…؟!

جوان کافر گفت:شمشیر و تیر و کمان و سنان…!!

جوان عرب گفت:پس آماده باش..

جوان کافر خنده‌ای بلند کرد و گفت: تو با این بیل می‌خواهی مرا شکست دهی …؟! پس آماده باش..شمشیر را از نیام کشید.

جوان کافر گفت: اسمت چیست…؟!

مرد جوان عرب جواب داد عبدالله…!!

(بنده‌ی خدا) و

پرسید نام تو چیست…؟!

گفت:فتاح ،و با شمشیر به عبدالله حمله کرد…

عبدالله در یک چشم به‌هم زدن کتف و بازوی جوان کافر را گرفت و به آسمان بلند کرد و به زمین زد وبا خنجر خود جوان کافر خواست تا او را بکشد که دید  اشک از چشم‌های جوان کافر جاری شد…

جوان عرب گفت: چرا گریه می‌کنی…؟!

جوان کافر گفت: من عاشق دختر عمویم بودم آمده بودم تا سر علی را ببرم برای عمویم تا دخترش را به من بدهد حالا دارم به‌ دست تو کشته می‌شوم…

مرد عرب جوان کافر را بلند کرد و گفت: بیا با این شمشیر سر مرا ببُر و برای عمویت ببَر…!!

جوان کافر گفت :مگر تو کی  هستی …؟!

جوان عرب گفت منم (( اسدالله الغالب علی‌بن ابیطالب )) که اگر بتوانم دل بنده‌ای از بندگان خدا را  شاد کنم؛ حاضرم سر من مِهر دخترعمویت شود..!!!

جوان کافر بلند بلند زد زیر گریه و به پای مولای دو عالم افتاد و گفت :من می‌خواهم از امروز غلام تو شوم یاعلی  

پس👈فتاح شد 👈قنبر غلام  علی‌بن ابیطالب…
▫️یاعلی! تو که برای رسیدن جوانی کافر به آرزویش سر هدیه کردی …

▫️یا علی! ما دوستداران تو مدتی‌است گرفتار انواع بلاها و بیماری‌ها و …شده‌ایم ترا به حق همان غلامت قنبر دست‌های ما را هم بگیر… 

◾️هر چقدر از روایت لذت بردی، ارسال کن. 

✴️ بر جمال پر نور مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام )صلوات…🍃🤝 🍃
یاعلی مدد🌹🌹🌹🌹❤️

التماس دعا…

‌‏

خبرداشتید که نشر فضائل مولا امیرالمؤمنین علی ع کولاک میکنه! محشره!! 

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم میفرماید اگه  فضائل علی علیه السلام رو بگویی ، گناهان زبانت پاک میشود ، اگر بشنوی گناهان گوش هایت، و اگر بخوانی از روی نوشته، گناهان چشمانت، پاک میشود.

#شیعه مرتضی علی

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 242
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

مشکاتِ جان

جستجو

موضوعات

  • همه
  • امام رضا علیه السلام
  • امام زین‌العابدین علیه السلام
  • امام سجاد علیه السلام
  • امام صادق علیه‌السلام
  • امام علی علیه
  • بدون موضوع
  • حدیث
  • حکمت
  • خطبه
  • روایت
  • شهید
  • صحیفه
  • غزه
  • مرد میدان
  • منتظر
  • نماز
  • نهج‌البلاغه

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس